گذر روزهای شهریوری ما...

هـــوا را هــــرچــقدر نفــــس بکــشـــے
بـاز هـم بـــراے کـشـــیدنـش بـال بـال میـزنـے
مــثــل تــــــــــو
کـــه هـرچـــقدر کــه باشـــے
بـاز بــاید بـاشـــــے
میفــهمــے چــــهـ میگـــویـــم
بــــودنــــت مــــهـّـــم اســــــت

سلام به یکی یکدونه پسر مامان
خداروشکر روزهای شهریوری هم از پی همدیگه داره میگذره
ماهم یا میریم باشگاه یا زبان ویا استخر،ساعت استخرت از
دوبه سه تغییر کرد؛بیشتر مواقع خودم میبرمت چون بابا خسته
ست؛بعدش میریم زبان,توی شنا خیلی پیشرفت کردی و الان داری
شنا به عقب رو تمرین میکنی امیدوارم موفق باشی.
گاهی اگه وقت آزادی باشه باهم میریم پارک و شما با دوچرخه
دورمیزنی؛حنان گلم هیچ چیز توی دنیا بهتر از سلامتی نیست
اگه تمام دنیا دستت باشه و سلامتی نباشه یعنی هیچی؛
قدر سلامتی خودت رو بدون و مواظبش باش.
در ادامه چندتا عکس میذارم یادگاری



دوتایی صبح یه دوساعته رفتیم داهات برگشتیم ومنم مثل همیشه چندتا
عکس گرفتم





اینم پارک ملت

آرزوی منه مادر اول سلامتی بعد موفقیتت در تمام
مراحل زندگیه
عاشقتتتتتتتم




گذر روزهای شهریوری ما...
